ترانه هاي كوچك

ترانه ي اندوه بارِ سه حماسه

-- مرگ را پرواي آن نيست
كه به انگيزه ئي انديشيد.

اينو يكي ميگف
كه سر ِ پيچ ِ خيابون وايساده بود.

-- زندگي را فرصتي آن قدر نيست
كه در آئينه به قدمت ِ خويش بنگرد
يا از لب خنده و اشك
يكي را سنجيده گزين كند.

اينو يكي ميگف
كه سر سه راهي وايساده بود.

-- عشق را مجالي نيست
حتي آنقدر كه بگويد
براي چه دوست ات مي دارد.

والاهه اين ام يكي ديگه ميگف:
سرو ِ لرزوني كه
راست
وسط ِ چارراه ِ هر ور باد
وايساده يود.

دوست دارم شما حرف اونيو كه سر سه راهي وايساده دوبار بخونين . . .

+ من ; ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٢
comment نظرات ()